به هر هزینه ای تن میدهیم


دیروز سایت " کلمه " دومین مصاحبه اینترنتی میرحسین موسوی را منتشر کرد. کل صحبت ها حول دو محور " سیزده آبان و چگونگی برخورد با مردم" و " لایحه هدفمند کردن یارانه ها " می گشت. اما نکته مهم برای من به شخصه نوع ادبیات غیرغرض ورزانه ای بود که مهندس موسوی در بیان انتقاداتش به لایحه هدفمند کردن یارانه ها داشت. موسوی با همان متانت همیشگی نقد خودش را در ارتباط با این طرح و عواقبی که می تواند به دنبال داشته باشد، مطرح کرد. آنجائی که مهندس موسوی نگرانی خودش را در ارتباط با اجرای این طرح بیان میدارد و می گوید: یقیناً این اقدام اثرش را بر روی زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور، درسطح روستاها و مردم مستضعف جامعه و درسطح تولید باشیم.
یا این جمله که: ...اگر با این منطق به مسأله هدفمند کردن یارانه ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی ایجاد کنیم. درچنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل های انرژی برخی کالا ها و خدمات را افزایش دهیم آیا بقیه بخش های اقتصاد خود را متأثر از اقتصاد بین الملل و قیمت جهانی می کنیم؟ می توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را براساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخل را براین اساس تنظیم کنیم؟

به هرحال من اگر جای دولتمردان بودم و اگر سرسوزنی دلم به حال این آب و خاک می سوخت، حتماً موارد انتقادی مهندس موسوی را مدنظر قرار میدادم. هرچند نگاه کاملاً سیاسی و غرض ورزانه دولت فعلی به تمامی مقوله ها- نمونه اخیرش مترو و مشکلاتی که این روزها گریبان مردمی را گرفته است که ادعای خدمت رسانی به آنها را دارند- نشان میدهد، گوش شنوائی برای شنیدن کوچکترین انتقادی هرچند منطقی وجود ندارد.

در این باره:
متن کامل مصاحبه را می توانید ازاینجا ببینید.
نسخه بلوتوث مصاحبه را از اینجا دانلود کنید.

گریه را به مستی بهانه کردم


دیدی، این روزهای ِ بدون حضور ِ"تو" هم میگذرند؟؟
آن هم، با این شتاب
که پاهای ِ خسته ام را توان رسیدن به آن نیست.
صادقانه بگویمت
ای که سایه حضورت این روزها
همچنان سنگین است بر روزگار بودنم
می ترسم.
می ترسم
از این همه فاصله که دهان بازکرده
از "من" تا " تو" ، که تمام منی
می ترسم
می ترسم
روزگاری بیاید
که " من"، همین منی که این روزها اینگونه بی قرارم برای بودنت
درآن روزگار
برای ِ پیدا کردن خطی، خبری
حتی ردپائی از بودنت در روزگاری که دیگر تمام شده است
تمام خاطرات گذشته را بگردم
و هی بگردم
و هیچ نیابمت!!!

پی نوشت: این نوشته از آن نوشته هائی ست که تنها تلنگر و اشاره ای برایشان کافی است تا نقش ببندند بر صفحات کاغذ؛ کاغذهائی که این روزها هی سیاه میشوند و خط می خورند از انبوه کلماتی که مغزم را پر کرده اند.

پی نوشت دو: الان درست یادم نیست، اما تو فیلم "کاغذ بی خط" یه دیالوگی بود که میگفت: نوشتن مثل زائیدن می مونه، اول درد شروع میشه، بعد نوبت زائیدن ِ که همون نوشتنه و بعد هم خلاص.

پی نوشت: تیتر نوشته از تصنیف بی نظیر" گریه را به مستی ..." انتخاب شده، تصنیفی که عارف قزوینی آن را سروده است و بزرگانی نظیر شهیدی، مرضیه و استاد شجریان آن را اجرا کرده اند. اما به شخصه این تصنیف را با صدای "شهیدی" بیشتر می پسندم. لینک هر سه اجرا را میگذارم تا اگر خواستید دانلود کنید.

قضاوت با شما!!!


امروز در پستی که برای روز قدس و حضور میلیونی جنبش سبزها نوشته بودم، کامنتی دریافت کردم . قبل از هر چیز بگم که نظر آن دوست محترم که صلاح ندونسته نام و نشانی از خودش به جای بگذاره و نظرش رو تحت عنوان " ناشناس" بیان کرده ، کاملاً محترم است و اصولاً این جنبش سبزها نیستند که اعتقاد به ایجاد" تک صدائی" در جامعه دارند و این که برای بقا ی خود می بایست هرگونه صدا و نظر مخالف را به هرشیوه و به هرطریقی که ممکن است، خاموش کرد.
اما این آقا یا خانوم محترم در کامنت خود اعداد و ارقامی را به عنوان دستمزد و اجرت ِما که به زعم او، اجیر شده دست امریکا و انگلیس هستیم!!!!!!! ذکر کرده که حیفم آمد بقیه خوانندگان این وبلاگ از آن بی نصیب بمانند. این دوست ناشناس در کامنت خود نوشته است:
  • نظام مردمی جمهوری اسلامی ایران با حد اکثر سرعت به پیش می رود با این کودتای سبز آمریکایی انگلیسی انجمن پادشاهی نمی توانید جلو پیشرفت نظام مردمی جمهوری اسلامی ایران را بگیرید شاید کمی از سرعت آن کاسته شود × اوباما بودجه 55 میلیون دلاری پنتاگون برای جنگ نرم ( شرکت در تجمع غیر قانونی اخلال در نظم اقدام علیه امنیت نظام توهین به مسئولان) علیه نظام مردمی جمهوری اسلامی ایران را امضا کرد × اجرت خیانت مزدوران چگونه پرداخت می شود ؟ دلار تومان ریال ساعتی روزانه هفته ای ماهیانه فصلی سالیانه
قضاوت بماند با خوانندگان این وبلاگ

زنان متهمانی که همواره خودقربانی اند!!


در روز 16 آبان، خبرگزاری ایسنا در خبری اعلام کرد که سه روز قبل (سیزدهم آبان)، زمانی که گشت نیروی انتظامی قیامدشت حین گشت زنی در منطقه استحفاظی بوده، به سه خودرو که کنار جاده توقف کرده بودند مظنون شده و با ورود مأموران به صحنه مشخص شد که شش نفر در حال تجاوز به یک زن در داخل خودرو هستند. قربانی زنی 32 ساله و خانه دار است که در ساعت 7 شب درحال رفتن به سمت خانه خود در حوالی خیابان خاوران، توسط راننده یک پراید که چاقو به دست داشته ربوده و به منطقه ای در قیامدشت برده شده و با ملحق شدن سه مرد دیگر، در کنار جاده خاکی در داخل اتومبیل مورد تجاوز قراگرفته است. ( متن کامل خبر را از اینجا بخوانید.)
  • این فاجعه در روز سیزدهم آبان، در منطقه ای در جنوب تهران و در کنار یک جاده خاکی اتفاق افتاده است. در همان روزی که میدان هفت تیر تهران، به لحاظ حجم حضور نیروهای انتظامی-امنیتی شبیه به پادگان شده بود . نیروهائی که بسیج شده بودند برای سرکوبی مردمی که قرار بود در روز سیزدهم آبان راهپیمائی مسالمت آمیزی داشته باشند!!!
  • دوسه سالی است که طرح امنیت اجتماعی و دستگیری اراذل و اوباش (آنهم در آن سطح گسترده و اعمال خشونت های بی سابقه و انتشار تصاویری از چگونگی دستگیری آنها، که منجر به اعتراضات گسترده فعالان حقوق بشر نیز شد) توسط دولت و نیروی انتظامی مطرح شده است. اراذل و اوباشی که در زندانهائی نظیر کهریزک نگهداری می شدند. سوالی که با شنیدن این خبر مطرح می گردد این است که طرح امنیت اجتماعی که انقدر از آن دم زده میشود توانسته است از حجم جنایت های اینچنینی که آمارشان هم متأسفانه کم نیست، بکاهد؟
  • در طرح امنیت اجتماعی، متهمان ردیف اول همیشه زنان بوده و هستند. زنانی که خود همواره قربانیان اصلی خشونت های اجتماعی بوده اند. در همان روزها که بحث برخورد با اراذل و اوباش توسط نیروی انتظامی مطرح بود، شبکه سوم سیما مستندی را پخش کرد در ارتباط با دختران و زنانی که مورد تجاوز و آزار و اذیت قرار گرفته بودند، در آن برنامه به اصطلاح تربیتی که قرار بود به ریشه یابی و چرائی وقوع همچین جرائمی بپردازد، باز هم نوک پیکان اتهام به سوی زنان ِقربانی بود اینکه نوع پوشش و حضور این زنان در جامعه "هوس انگیز و اغواکننده" بوده است و موجب تحریک "مردان" شده اند!!!

به هرحال تازمانیکه مسئولین حکومتی به جای ریشه یابی و حل کردن مسائل، به تزریق مسکن ها و یا پاک کردن صورت مسئله ها می پردازند، می بایست شاهد وقوع همچین جنایت هائی در این سطح - آنهم در کنار یک جاده در کلان شهری مثل تهران و در ملاء عام- باشیم.

در این ارتباط:
>>تجاوز به يك زن در كنار جاده‌اي حوالي قيامدشت /شش متهم بازداشت شدند.

>>واكنش برادران لاريجاني به جنايت قيامدشت* /برخورد قاطع با متجاوزان و متعرضان به امنيت و نواميس مردم

>>بررسي صحنه يک جرم

آوازهائی از باغ اسرار


این روزها بیش از گذشته برای رسیدن به آرامش و کاستن از اضطراب و دلواپسی های هرروزه ام به موسیقی، این جادو که وقتی به آن دل می سپاری چُنان مسخ ات می کند که می توانی زمان و مکان را از یاد ببری.، پناه می برم. جدا از دلبستگی که به موسیقی سنتی مان دارم،همواره " موسیقی بدون کلام" را بر دیگر انواع آن ترجیح میدهم. secret Garden یا همان باغ اسرار از گروههای محبوبی است که می توانم ساعتها بدون هیچ دلزدگی به کارهای دلنشینشان دل بسپارم.
این گروه موسیقی که گروهی ایرلندی- نروژی است در سال 1995 تشکیل شده است. اعضای اصلی آن فیونولاشری (نوازنده ایرلندی ویولن) و رالف لاولند (آهنگساز نروژی و نوازنده پیانو و کیبورد) می باشند.
nocturne اولین قطعه ای است که توسط این گروه اجرا شد و نظر بسیاری را به این گروه تازه تأسیس جلب کرد.
این قطعه را از اینجا دانلود کنید.
همچنین قطعه Song from a secret garden را که خودم بسیار دوست دارم رامی توانید از اینجا دانلود کنید.

پی نوشت: لیست آلبوم های این گروه را می توانید از این لینک ببینید.

قرار، این نبود.........

video

ویدئو کلیپی که مشاهده می کنید، با عنوان "قرار، این نبود" را موج سبزآزادی بر روی سایت خود قرار داده است. از آنجائیکه این سایت و بسیاری دیگر از سایتهائی که این کلیپ را بارگزاری کرده اند فیلتر می باشند، بهتر دیدم آن را برروی وبلاگ" آبی" در آدرس جدید که فعلاً فیلتر نیست، قرار دهم تا دوستانی که دسترسی به فیلتر شکن ندارند هم بتوانند آن را مشاهده کنند.

مطمئناً دیدن این ویدئوکلیپ می تواند پاسخگوی بسیاری از سوال های امروزمان باشد. این که جرم میردامادی و دیگر اعضای جبهه مشارکت و بسیاری از دیگر اصلاح طلبان چه بوده است که نزدیک به پنج ماه است در زندان به سر می برند و اینگونه تحت فشار قرار گرفته اند. در این کلیپ قسمتهائی از سخنرانی" محسن میردامادی" را در یازدهمین کنگره جبهه مشارکت ایران اسلامی که آذرماه 1387 برگزار شده است، مشاهده میکنید.

پی نوشت: برای دیدن این کلیپ از فایرفاکس یا اپرا استفاده کنید.

پی نوشت دو: برای دریافت این کلیپ در نسخه بلوتوث اینجا کلیک کنید.(لینک اصلاح شد.)

وداع


امروز به خاک سپردیمش. مادربزرگ را می گویم. همان که سهمی از خاطرات کودکی ام بود. صورتش آرام بود و بدون درد. بعداز آن همه دردی که کشیده بود. آن مرض لعنتی که بند بند وجودش را به بند کشیده بود. امروز به خاک سپردیمش، کنار پدربزرگ که دیگر نیست. کنار مسعود که باور کرده ای نبودنش را......مادربزرگ هم خاطره شد، روحش شاد.

پی نوشت: این روزها " آبی" برایم حکم دفترچه خاطراتی را پیدا کرده است که مدام برای ثبت لحظه هایت به آن پناه می بری. نمیدانم چرا؟ قبل تر از اینها اگر بود، شاید، این نوشته و بسیاری از نوشته های دیگر را نمیگذاشتم، اما این روزها رها شده ام در نوشتن.

پی نوشت دو: برخی آهنگ ها شبیه روزهایت می مانند یا شاید روزهایت شبیه به آن شده است. مثل این قطعه از موسیقی فیلم بابا عزیز و صدای کمانچه ای که شبیه به این روزهاست. (نام قطعه ایشتار است.)